نمی دونم چه جوری این دو سالو گذروندم ...
دریاب ...
--------------------------------------------------------------------------------------
یه سری چیز نوشتم که قبل از اینکه پستش کنم پاکش کردم. همین!
چیزای خوبی فهمیدن. با یه دعای خوب انس گرفتم که تا حالا ازش غافل بودم و آخرشم که یه خواب خوب دیدم ...
ممنونم خدا ...
این شب قدر رو هم برام مثه اون دوتای دیگه دلچسب و دلنشینش کن ...
دریاب ...
همین!
همین ...
چقد بهش نیاز دارم. به تک تک لحظه هاش نیاز دارم ...
ولی بازم چشیدن یه حس که اگه یادت باشه حقیقت داشت و البته داره ...
... و چقدر خوشحالم از آخر مسافرت جهادی امسال. یعنی همش منتظرم که زودتر تموم بشه و آخرش برسه چون بدجوری دلم هواشو کرده .... مشهد ... امام رضا ... و رمضان ... فکرشو بکن. همه ی این چیزای خوب پشته سره همدیگه ... جهادی. مشهد و رمضان ... همه ی اینا واسه منه رو سیا ...
دریاب ...
...!
امثال من بی دین و ایمون شدن و ...
خدا من گمراه رو هم هدایت کنه ...
دریاب.
همین!
با لبخندی تلخ بر لب ....
طالب عدلم نه این عدل ریا! مهدی هم بازیچه شد ... یا رب بیا!
دریاب.
... همین!
... بهترین اردیبهشت عمرم!
فقط برای آرشیو.
همین!
دریاب ...
دوست . . .
رفاقت . . .
تا کجای رفاقت باید پیش رفت با یکی؟ ها؟ یکی بهم بگه اینو ...
وقتی کسی رو که ۵ . ۶ ساله میشناسیش و رفیقت حساب میشه و تو هیچوقت کم نذاشتی واسش تو رفاقت اونوقت یهو میذاره تو کاسه ات. چیکار باید بکنی؟
نگرانشم .... نگران خودمم هستم.
همین.
دریاب!
چیزائی بهت گفتم که فک نکنم دیگه هیچوقت و هیچ جا به هیش کسه دیگه بزنم. ممنونم از اینکه هستی ...
همین.
...